مریخ مریخ .

مریخ

پخش تراکت تهران

پخش تراکت برای کسب و کارها

پخش تراکت برای کسب و کارها از جمله روش های کم هزینه و شایع تبلیغات در حال حاضر چاپ و پخش تراکت می باشد.

پخش تراکت برای کسب و کارها در تمامی دنیا همچنان به عنوان یکی از اصلی ترین بخش های تبلیغات در دنیای تجارت در نظر گرفته میشود.

پخش تراکت  برای کسب و کارها جهت افزایش مشتریان شما از جمله بهترین راهها میباشد که به شما کمک میکند با کمترین هزینه ممکن به هدفتان که جذب مشتری است برسید.

آیا میتوان پخش تراکت را ارزان انجام داد ؟


با کمی جستجو در اینترنت و سایت های اگهی قیمت های ۴۵ تا ۵۵ تومان برای هر ۱۰۰۰ عدد تراکت و یا ساعتی ۵ هزار تا ۷ هزار برای پخش نیز دیده می شود که جای تامل دارد که برای این دوستان این مبلغ چگونه به صرفه باشد؟؟

با فرض پخش صحیح تراکت، که بسیار بعید به نظر می رسد واقعا برای فرد به صرفه نبوده و فرد از کیفیت کار می کاهد… و در بیشتر مواقع تراکت ها را در سطل های زباله یا جوی ها اب می توان یافت

در شرایط که هزینه جابه جایی هر فرد حداقل ۶۰۰۰تومان می باشد و پخش هر ۱۰۰۰ عدد تراکت A5 حداقل ۳ ساعت زمان بر هست و با زمان رفت امد در تهران تا ۶ ساعت طول میکشد.

پخش تراکت در نمایشگاه


این شیوه پخش  توسط شرکت ماندگار به انواع مختلف انجام میگیرد. پخش تراکت شرکت ها به صورت معمولی که فقط تراکت به دست مخاطبان هدف داده میشود.

اهمیت پخش تراکت در نمایشگاه پخش تراکت در نمایشگاه، ماندگار با وجود داشتن  تجربه بلند مدت در حوزه پخش تراکت در نمایشگاه های تهران به ویژه نمایشگاه بین المللی، قادر است پرسنل آموزش دیده خود را در اختیار مشتریان محترم پخش تراکت قرار داده و نتیجه موفق آمیزی را برای کسب کار مشتریان محترم  به ارمغان بیاورد.

چاپ تراکت با قیمت ارزان !
تراکت تبلیغاتی اندازه‌ی ثابتی ندارد و می‌تواند در هر اندازه‌ای انتشار یابد. معمولا تعرفه پخش تراکت فقط یک طرف برگه‌ ی تراکت تبلیغاتی چاپ می‌شود، با این حال، قانون خاصی وجود ندارد که چاپ هر دو طرف تراکت را منع کند. چاپ تراکت‏ ارزانترین نوع تبلیغ در عرصه چاپ قطع کوچک است.

به همین دلیل، لزوما نیازی نیست کاغذی که برای تراکت تبلیغاتی استفاده می‌شود سنگین باشد، ولی بهتر است تراکت بر روی کاغذهای ضخیم‌تر چاپ شود تا در صورتی که نیاز باشد بارها از اطلاعات روی آن استفاده کرد، (مثلا در مواردی که دستورالعمل استفاده از وسیله‌ای وجود دارد) بتواند به راحتی برای مدت طولانی دوام بیاورد.

تراکت به دلیل پخش مستقیم آن (پخش دست ‏به دست، چسباندن به دیوار یا قرارگرفتن در صندوق های پستی) طیف وسیعی از مخاطبان را پوشش می‌دهد.‏ تراکت تبلیغاتی معمولا عمر کوتاهی دارد، به‌ عنوان مثال، فقط برای اطلاع یک رویداد یا اتفاق مانند افتتاح فروشگاه بزرگ یا حراج خاص استفاده می‌شود.

توزیع و استفاده تراکت‌های تبلیغاتی معمولا به چندین روش‌ توزیع و پخش می‌شوند که آن جمله می‌توان به پخش شدن بین مردم در خیابان‌ها، فرستادن به درب خانه‌ها از طریق پُست، به داخل انداختن از میان درب خانه‌ها، قرار گرفتن در زیر برف ‌پاک‌کن ماشین‌ها، توزیع شدن بین مردم در نمایشگاه یا مراسم خاصی و یا چسباندن بر روی دیوارها اشاره کرد. گاهی این تراکت‌ها بر روی بولتن‌هایی که در کافی‌شاپ‌ها، دانشگاه‌ها یا مکان‌هایی از این دست نیز گذاشته می‌شوند.

چاپ تراکت می تواند در انواع و اقسام و در سایز و طرح های مختلف به دست مردم برسد تا افراد با دیدن آن ها توجهشان جلب شود. تراکت تبلیغاتی می‌تواند با هر رنگی چاپ شود، با این حال، رنگی بودن تمام صفحه بیشتر توصیه می‌شود زیرا می‌تواند هدف اصلی تراکت تبلیغاتی که جلب توجه مردم است را برآورده کند.

در آخر توجه داشته باشید که تراکت می تواند اولین نقطه شروع و آشنایی شما با مشتریانتان باشد پس در انتخاب نوع طراحی و چاپ آن دقت کنید. طراحی و چاپ تراکت های با کیفیت نشان دهنده ارزشی است که برای مشتریان خود قائل می شوید.

پخش تراکت در تهران


فرقی نمی کند در چه کسب و کاری باشید و چه سفارشی داشته باشید ما برای شما بهترین ها را طراحی خواهیم نمود و پس از چاپ با کیفیت بالا انها را در هر منطقه و خیابانی که بخواهید پخش خواهیم کرد .

سعی ما بر این است که هزینه های اضافی شما را تا حد ممکن کاهش دهیم و با قیمت های مناسب و مقرون به صرفه تراکت هایی زیبا برای شما بسازیم و سپس توسط نیروهای زبده خود آن ها را به شکل های کوناکون و با راندمان کاری بالا پخش کنیم .

شرکت ماندگار علاوه بر پخش تراکت تبلیغاتی در سراسر تهران و دارا بودن پرسنل درجه یک پخشی و گشتی موتوری و پیاده با همکاری با مراکز چاپ بزرگ و طراحان حرفه ای میتواند تراکت های بسیار زیبا با چاپ عالی را برای شما فراهم نماید برای کسب اطلاعات از قیمت ها و نحوه کار با شماره 09368105297 تماس بگیرید .

طراحی و پخش تراکت ارزان قیمت


طراحی باید به گونه ای باشد که مخاطب را به خواندن تراکت ترغیب کند و باعث نشود تا با خواندن اولین جمله آن را دور بیندازد. استفاده از تصاویر و فونت های مناسب می تواند بسیار تاثیر گذار باشد.

سعی کنید در طراحی تراکت از تصاویری که می تواند برای مشتری جذاب باشد استفاده کنید. چرا که نظر مردم در نگاه اول به سمت تصاویر بیشتر از نوشته ها جلب می شود.

نکته قابل توجه این است که طراحی تراکت به گونه ای باشد که نظر گیرنده را به خود جلب کند.

عموما در طراحی تراکت هر چه مطالب بزرگ تر باشد نظر بیننده را بیشتر به خود جلب می کند، در کنار این موضوع استفاده از رنگ های هم خانواده و ترکیب رنگ های مناسب نیز می تواند بسیار تاثیر گذار باشد. نکته بعدی قرار دادن تصاویر مناسب در تراکت است.


برچسب: پخش تراکت،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۴ آبان ۱۳۹۹ساعت: ۰۸:۳۳:۴۱ توسط:مریخ موضوع: نظرات (0)

استفاده از تبلیغات آنلاین (تبلیغات دیجیتال) برای تعامل با مخاطب

نتایج تحقیقات هاب اسپات بر روی مشتریانی که در ارتباط با تبلیغات حقیقت را می‌گویند در مقابله این سوال که چرا مردن از تبلیغات آنلاین بیزارند اینگونه پاسخ دادند :

آن ها چیزهایی هستند که استفاده کننده ها خودشان انتخاب کرده اند
آن ها در پلتفرم خود هیچ خراجی و درهم گسیختگی وجود ندارد.
خبرنامه های ایمیلی از نوع ارتباط‌های انتخاب کردنی هستند، و مردم زمانی که بخواهند می‌توانند دریافت آن را قطع کنند. آن ها به اینکه اجباری نباشند نیز وابسته اند و تمرکزشان بر روی اشتراک گذاری محتوای خوب یا تخفیف ها است، و تعجبی وجود ندارد که مردم عکس العمل منفی به آن ها نشان نمی دهند.

پست ها تبلیغی که در توییتر و لینکدین و فیس بوک وجود دارد بهترحال این حس تبلیغات گذشته آنلاین را بوجود می‌آورد که مخاطب آن ها را انتخاب نکرده است. هنوز بعضی چیز هایی وجود دارد که آن ها را باید دور ریخت؛ مانند ویدئو های خودکار یا پاپ‌آپ ها؛ که واکنش های منفی بدی را دریافت می‌کنند.

آن ها مخرب نیستند : آن ها مطابق با نگاه و احساس پلتفرم هایی مردم استفاده می‌کنند هستند.
آن ها همیشه محتوای مفید تهیه می‌کنند : آن ها به سادگی از شما نمی خواهند چیزی بخرید.
آن ها می توانند هدف گذاری های بالایی شوند : شما به محتوایی که مربوط به خودتان است وابسته‌اید.
به همین دلیل، استفاده از تبلیغات محلی در پلت فرم های شبکه های اجتماعی میتونه استفاده درست تری از تبلیغات دیجیتالی باشد. به احتمال زیاد این مورد توسط مخاطبان شما مسدود نمی شود و به شما این امکان را می دهد تا ارزش های بیشتری که به آن ها مرتبط است را پیشنهاد دهید. گوگل ادوردز یکی از مثال های اینگونه تبلیغ است که مخرب نیست و شما می توانید چیزی که مخاطب دنبال آن می باشد را هدف خود قرار دهید.

به دلیل حجم اطلاعاتی بالایی که از این پلتفرم از مصرف کننده جمع آوری می شود، شما می توانید تبلیغات خود را به سطوح ریزتری بخش بندی کنید. این کار باعث می شود تا بتوانید محتوای مناسب تری را در بهترین زمان و بهترین مکان برای مخاطب خود ارائه دهید.

اضافه شدن ارزش با تبلیغات آنلاین شما
تبلیغات دیجیتالی هنوز فرمی از محتوا است، پس چرا شما از آن به عنوان شانسی برای اضافه کردن ارزش به مخاطبتان استفاده نمی‌کنید به جای آنکه آن ها را به سمت خرید بکشانید؟

هیچ کس دوست نداره تبلیغ ببینه، اما همه تبلیغات هم حس فروش و اجبار منتقل نمی کنند. از کانال هایی که به ازای پرداخت پول تبلیغ می‌کنند برای ترویج محتوای خود استفاده کنید. هدف شما این باشد که ترافیک تولید شده با این تبلیغ را به لید تبدیل کنید، شما باید ارزش بیشتری به مخاطب و موقعیت برندتان در یک جایگاه بالاتر و مثبت تر اضافه کنید.

اما چه کاری در پلتفرم های تبلیغات بومی انجام می‌شود؟ اجازه بدید نگاهی بیاندازیم به تبلیغات دیجیتالی درونگرایی که با استفاده از گوگل ادروردز انجام می‌شود.

وقتی من طراحی داخل را در گوگل جستجو می‌کنم، تبلیغ چهار شرکت را می‌بینم که می‌خواهند خدماتشان را معرفی کنند. اما اگر من اسم هیچ کدام از این چهار شرکت را نشنیده باشم چگونه باید شرکتی که برای من مناسب‌تر است را انتخاب کنم؟

اینجا جایی است که محتوای مبتنی بر تبلیغات کلیکی (PPC) ظاهر می‌شود. اگر شما یه کتاب الکترونیکی با عنوان “چگونه برای پروژه خودتان بهترین شرکت طراحی داخلی را پیدا کنید؟”، به راحتی در مقابل دیگر تبلیغات و نتایج جستجو قرار می‌گیرد، چون برای حل یک مشکل است. این یعنی احتمال اینکه تبلیغ شما دیده شود بسیار زیاد است.

در زیر مثالی از یک تبلیغ حاوی محتوا برای کلمه کلیدی “blogging” آورده شده است.

تبلیغات آتلاین ارزشمند
هدفتان را بهبود بخشید.
یکی از مزیت های بزرگ تبلیغات دیجیتالی نسبت به تبلیغات آفلاین، این است که شما می‌توانید هدف گذاری کنید. در اینجا نمونه های خارجی می‌آوریم که هدف گذاری کرده اند تا مطمئن بشن تبلیغاتی که انجام داده‌اند به مشتریان هدفشان ارزشی اضافه کرده‌است.

فیس بوک
این تبلیغ از سایت contently هدف گذاری شده است برای استفاده کنندگان فیس بوک که به بازاریابی محتوایی علاقمند هستند. در مقایسه با افرادی که در فیس بوک با تبلیغ بمباران می‌شوند ( شامل محتوایی که ممکن است حتی نا مرتبط باشد) ، این تبلیغ تنها برای بخشی از افراد که احتمال زیاد برای آن ها مفید است ظاهر می‌شود. این مثال از تبلیغات آنلاین مناسب حوزه ای از بازاریابی درونگراست که با پیشنهاد محتوای مفید ارزشی را اضافه ، ترافیک مناسبی را ایجاد ، و بازدید کننده ها را به لید های با کیفیت بالا تبدیل می‌کند.

نفرت مردم از تبلیغات آنلاین
مزاحم و آزار دهنده است.
نا امید کننده است که درصدی زیادی از کسانی که تبلیغات دیجیتالی را می‌بندند و توجهی نمی‌کنند بخاطر این است که حس می‌کنند آزار دهنده و مزاحم است. همه ما تجربه تبلیغات پاپ آپ موبایلی بر روی متن اصلی محتوایی که می‌خواهیم را داریم که نیاز است تا تلاش زیادی کنیم تا این تبلیغ از بین برود. در حقیقت گوگل به تازگی اعلام کرده است که سایت هایی که از این نوع تبلیغات استفاده کنند از نتایج خود حذف خواهد کرد.

در مرورگرها اختلال ایجاد می‌کند.
دومین دلیل بزرگ مردم این است که تبلیغات انلاین در تجربه ی استفاده از مرورگرها اختلال ایجاد می‌کند. ویدئو های خودکار و بنر های فلش و محرک، توجه مخاطب را از محتوای اصلی ای که به آن توجه دارد منحرف می‌کند. اگرچه ویدئوی خودکار ممکنه موفقیت آمیز باشه، ولی در کل کار درستی نیست. به عبارت دیگر، مردم معمولی زمانی خیلی به این تبلیغات توجه می‌کنند که می‌خواهند به زحمت آن ها را خاموش کنند.

برای تبلیغات بنری نیز، ندیدن بنر یا نابینایی بنر ( banner blindness ) یک واقعیت است. ما نسبت به انواع تبلیغات بی حس شده ایم و یاد گرفته ایم کجا تبلیغات ظاهر میشه و چه هنگام آن را ببندیم. این تبلیغات اغلب بدون هدف هستند و خیلی بد طراحی شده اند. ما باید تمرکز خود را بر روی محتوایی که نظر مصرف کننده رو جلب می کند قرار دهیم.

نگرانی های امنیتی
سومین دلیلی که باعث شده مردم از تبلیغات دیجیتالی بیزار باشند نگرانی های امنیتی است که ممکن است بوجورد آورد.

بیشتر تبلیغات آنلاین توسط منتشر کننده های تبلیغی پخش می شود. در این حالت، برای وبسایت بسیار سخت است که تشخیص دهد تبلیغی که نمایش داده می شود بی کیفیت یا از نظر امنیتی مناسب نیست. نبود همین بحث های امنیتی بین وبسایت ها و منتشر کننده های تبلیغ باعث بوجود آمدن بلاکر های تبلیغی در مرورگر ها شده است.

چگونه بین مخاطب و تبلیغات آنلاین تعامل ایجاد کنیم؟
یک تنشی بین برندهایی که از این نوع تبلیغات استفاده می کنند و مصرف کنندگانی که مخالفت می کنند، وجود دارد.

برای کسی که با بازاریابی درونگرا آشناست، شما متوجه خواهید شد که چیزی که ما بحث کردیم با اصول بازاریابی درونگرا هم تراز نیست: برای بازاریابی محصولات و خدمات برای افرادی زیاد، روش های مفید زیادی وجود دارد.

اما به این معنی نیست که تبلیغات دیجیتالی، بازاریابی درونگرا در نظر گرفته نمی‌شود. تنها باید روشی که در مورد تبلیغات فکر می‌کنیم را برای ساخت یک تجربه مثبت برای مردم در پایان تنظیم کنیم. اینجا ما می‌گوییم بازاریابان چگونه این کار را می توانند شروع کنند.

تمرکز بر تبلیغات محلی ( اجتماعی)
تبلیغات آنلاین محلی
مشابه تحقیقات هاب اسپات که در بالا نیز به آن ها اشاره شد، همه تبلیغات در چشم مردم یکسان نیستند. در حالیکه هیچ تبلیغی تجربه کاملا مثبتی برای پاسخ دهنده ها ایجاد نمی‌کرد، برخی واکنش های طبیعی دریافت شد :

در چارت بالا، یک نقطه اشتراک بین انواع تبلیغات دیجیتالی که امتیاز بالایی دریافت شد وجود دارد. آن ها تیپ هایی از تبلیغات دیجیتالی هستند که در یکی از دو گروه زیر قرار دارند :

 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۴ آبان ۱۳۹۹ساعت: ۰۸:۲۸:۲۲ توسط:مریخ موضوع: نظرات (0)

بازاریابی محتوا

تعاریف مختلفی برای بازاریابی محتوایی ارائه شده است، اما شاید یکی از بهترین موارد مربوط به سایت CMI باشد:

بازاریابی محتوایی نوعی استراتژی بازاریابی است به منظور تولید و انتشار محتوای مربوط، ارزشمند و مداوم به منظور جذب مخاطبان هدفی که تعیین کرده ایم. در نهایت هدف اصلی آن انجام حرکتی سود آور از جانب مشتری است.
بازاریابی محتوایی نوعی استراتژی بازاریابی است به منظور تولید و انتشار محتوای مربوط، ارزشمند و مداوم به منظور جذب مخاطبان هدفی که تعیین کرده ایم. در نهایت هدف اصلی آن انجام حرکتی سود آور از جانب مشتری است.

طبق تعریف بالا، بازاریابی محتوایی، استراتژی بلند مدتی است که باعث ایجاد ارتباطی قوی بین شما و مخاطبان هدفتان می شود. این موضوع با ارائه محتوای با کیفیت که مرتبط با آن‌هاست صورت می پذیرد.

در نهایت، زمانی که مشتریان تصمیم به خرید می‌گیرند، به برند شما وفادار خواهند بود. تصویر شما در ذهن آن‌ها به مرور شکل گرفته است و همین باعث می‌شود محصولات یا خدمات شما را نسبت به رقبا ترجیح دهند.

بر خلاف تبلیغات یکبار مصرف، بازاریابی محتوایی به مخاطبین و مشتریان اعلام می کند که شما به آن‌ها اهمیت می‌دهید.

امروزه مردم علاقه دارند که به آن‌ها اهمیت داده شود. در دنیای شلوغ امروزی صرفاً تولید محتوا دیگر کارساز نیست. آن‌چه باعث تمایز شما نسبت به رقبا می‌شود، باید منبع ارزشمندی از محتوا باشد.

طراحی استراتژی بازاریابی محتوا
استراتژی محتوا به مدیریت تقریبا هر رسانه ملموس که شما ایجاد می کنید اشاره دارد: نوشتاری ، تصویری ، قابل بارگیری – شما آن را نامگذاری می کنید.

استراتژی بازاریابی محتوا به مدیریت هر رسانه‌ای (نوشتاری، تصویری و دانلودی) که شما ایجاد می کنید اشاره دارد. استراتژی بازاریابی محتوا بخشی از برنامه بازاریابی شماست که نمایش دهنده این است که شما کی هستید و چه نوع تخصصی در صنعت فعالیت‌تان دارید.

تا اینجا تکرار کردیم که تولید محتوا برای رشد کسب و کار الزام است. اما تولید محتوایی که برنامه ریزی نشده باشد تاثیر چندانی نخواهد داشت. برای تدوین یک استراتژی بازاریابی محتوای قدرتمند لازم است پاسخ سوالات زیر را بدهید:

1_ چه کسی محتوای شما را مطالعه خواهد کرد؟
مخاطب هدف محتوایتان شامل چه افرادی است؟ برای چه تعداد از مخاطبین محتوا تولید می‌کنید؟ این سوال بدین منظور است که شاید کسب و کار شما بیش از یک نوع مشتری داشته باشد، بنابراین لازم است استراتژی بازاریابی محتوا متناسب با انواع مختلف مشتریان یا مخاطبان باشد.

استفاده از انواع محتوا و انواع کانال های مختلف به شما کمک خواهد کرد تا محتوای متفاوتی را به هر کدام از مخاطبینی که برای کسب و کار شما مهم است ارسال کنید.

در صورتی که قصد دارید مخاطبین خود را بشناسید، پیشنهاد می کنیم مقاله پرسونای مخاطب را مطالعه نمایید.

2_ چه مشکلی از مخاطبین را رفع می کنید؟
به طور معمول، محصول یا خدمات شما یکی از مشکلات مخاطبین هدفتان را رفع می کند. مشابه همین موضوع، محتوایتان نیز راهنما و آموزش دهنده مخاطبین در راستای حل همین مشکل خواهد بود. در واقع شما باید متناسب با محصول یا خدماتتان اقدام به تولید محتوا کنید.

استراتژی دقیق بازاریابی محتوا، مخاطبین در هر دو طرف محصولتان را پشتیبانی می کند:

افرادی که هنوز نمی دانند چالش اصلیشان چیست و به دنبال رفع آن‌ها هستند؛
افرادی که از محصولتان برای رفع این چالش‌ها استفاده می کنند.
محتوای شما برای گروه اول باید راهنمای پیدا کردن چالش اصلی‌شان و انتخاب بهترین راه حل به آن‌ها باشد و برای گروه دوم باید شامل اطلاعاتی باشد که مخاطب شما را کاربر حرفه‌ای محصولتان کند.

3_ چه چیزی باعث خاص شدن شما می شود؟
رقبای شما محصولی همانند شما دارند، بنابراین مشتریان بالقوه باید بدانند که چه چیزی باعث می‌شود محصول شما بهتر یا حداقل متفاوت تر باشد. اینجا جایی است که محتوا وارد می‌شود.

برای این‌که اثبات کنید که خرید از شما برای مشتری مناسب تر است، نیاز است اثبات کنید که چرا باید توجه به شما ارزشش را دارد.

4_ بر روی چه نوعی از محتوا تمرکز خواهید داشت؟
چه نوعی از محتوا را انتخاب می‌کنید؟ اینفوگرافی؟ ویدئو؟ پست‌های وبلاگ؟

با مشخص شدن موضوعاتی که قصد تولید محتوا برای آن‌ها را دارید، باید مشخص کنید که روی چه نوعی از محتوا سرمایه‌گذاری خواهید کرد تا جایگاه مناسبی در ذهن مشتریان داشته باشید.

امروزه برخی از کسب و کارها رو به تولید پادکست آورده اند که باعث افزایش رضایت مخاطبین و مشتریانشان شده است.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۴ آبان ۱۳۹۹ساعت: ۰۸:۲۶:۲۸ توسط:مریخ موضوع: نظرات (0)

نحوه اندازه گیری شاخص های دیجیتال مارکتینگ و ROI

اندازه گیری شاخص های دیجیتال مارکتینگ
با وجود این که این شاخص ها مهم هستند، اما ممکن است شاخص مورد نظر شما برای اندازه گیری موفقیت کمپین ایمیلی نباشند. اگر هدف کمپین شما ورود افراد جدید به قیف بازاریابی و ایجاد درآمد بیشتر است، موفقیت این شاخص ها بستگی به تعداد افرادی است که تبدیل به مشتری می شوند.

پس از آن که اطلاعات خوبی از کمپین ها یا آزمایش های خود به دست آوردید، از خودتان سوالات زیر را بپرسید:

چه تعدادی از این Conversions ها به لید یا سرنخ فروش با کیفیت در قیف بازاریابی تبدیل شده اند؟ نسبت هزینه به تولید لید در این کمپین چقدر بوده است؟ این موارد را در بازه زمانی مشخص اندازه گیری کنید، مثلاً یک فصل یا یک ماه.
چه مقدار درآمد از این کمپین حاصل شده است و نرخ آن چقدر است؟
هزینه هر ایمیل، Open Rate، کلیک و conversion چقدر بوده است؟ چه مقدار درآمد حاصل شده است؟
چگونه و از کجا می توان کمپین را بهبود بخشید تا به بهتر شدن این شاخص ها کمک کند؟
همه این شاخص ها خلاصه ای از وضعیت کمپین ایمیلی با جزئیات مناسب می دهند تا بتوانید تغییرات لازم برای بهتر شدن آن و بهینه سازی نرخ ROI را ایجاد کنید.

شبکه های اجتماعی
شاید یادتون بیاد که شبکه های اجتماعی با اسم فیسبوک آغاز شد. فیسبوک اولین شبکه اجتماعی بود که توانست توجه زیادی از مخاطبین رو به خودش جلب کند. این پلتفرم امکان تبلیغات آنلاین در شبکه های اجتماعی رو هم ایجاد کرده است که گزارشات بسیار خوبی به مخاطبین می دهد. ابزاری که در فیسبوک بسیار به بازاریاب ها کمک می کند تا بتوانند وضعیت کمپین خودشون رو اندازه گیری کنند Facebook InsightsTool نام دارد. البته با توجه به اینکه تب و تاب فیسبوک در ایران از کار افتاده است، شاید بشه گفت این شبکه در ایران هیچ کاربردی ندارد و جایگزین هایی برای آن وجود دارد از جمله اینستاگرام و تلگرام (که البته تلگرام شبکه اجتماعی نیست و تنها یک پیام رسان فوری است، اما با توجه به وضعیت کنونی می توان از ان برای تبلیغات استفاده کرد.) اینستاگرام نیز ابزار تحلیلی نسبتاً مناسبی را به کسب و کارها می دهد. در آینده راجع به ابزارهای مناسب برای اندازه گیری شاخص ها صحبت خواهیم کرد.

اما قبل از این که بخواهید کمپین بعدی خودتون رو راه اندازی کنید نگاهی به شاخص های زیر بیندازید:

نحوه اندازه گیری شاخص های دیجیتال مارکتینگ و ROI
نسبت درگیری مخاطب (Engagement Ratio): آیا مخاطبین شما به پست شما توجه می کنند؟ آیا آن ها نظر یا کامنت می نویسند و با دیگران این پست را به اشتراک می گذارند؟ مانع اصلی درگیری مخاطب با پست شما نا مرتبط بودن محتوا است. پس به دنبال این باشید که چگونه می توانید مخاطبین رو وادار کنید تا در پست های شما عملیاتی (مانند کامنت گذاشتن یا اشتراک گذاری) انجام دهند.

نرخ کلیک یا CTR: در مورد ایمیل راجع به این قضیه صحبت کردیم اما در اینجا باید ببینید آیا مخاطبین شما واقعاً در برابر Call To Action شما واکنشی نشان می دهند؟ اگر از امکانات تبلیغی که فیسبوک در اختیار مخاطبین قرار می دهد استفاده می کردیم، این مقادیر بسیار کاربردی تر هم می شد. به دنبال راهی باشید تا مخاطبین بیشتری را به سمت وبسایتتان بکشانید و این بدان معناست که مخاطبین شما باید پست های شما را با افراد بیشتری به اشتراک بگذارند.

با وجود این که می توانید این مقادیر رو به دست بیارید اما نکته مهم تر به دست آوردن اطلاعات نرخ تبدیل مشتری مخاطبین در سایتتان است. برای این کار می توانید لینک های UTM برای هر شبکه یا هر پست ایجاد کنید که مخاطبین رو به سمت صفحه فرود می کشاند. این لینک ها به شما کمک می کنند که ببینید چه تعداد از افراد از طریق این لینک وارد سایتتان می شوند. ببینید از کدام پست ها مخاطبین بیشتری به سمت سایتتان ورود پیدا کرده اند. اگر هدفتان تکمیل فرم در صفحه فرود است، می توانید تعداد این فرم ها را به نسبت بازدید مخاطبین اندازه گیری کنید. در این صورت نرخ تبدیل مناسب رو شناسایی می کنید.

از این طریق می توانید بینید کدام پلتفرم ها و شبکه های اجتماعی به شما بیشتر کمک کرده اند. کدام یک باعث شده اند بیشتر مشتری جذب کنید و کدام موثرتر بوده اند. تولید لید یا سرنخ فروش از این نوع کمپین ها از اهداف اصلی است. پس در هر لحظه آن را اندازه گیری کنید و البته فراموش نکنید که میزان هزینه برای به دست آوردن یک سرنخ فروش یا کلیک را به دست بیاورید.

می توانید از شاخص های ابتدایی مانند تعداد دیده شدن (impression) ، درگیر شدن مخاطب (engagement)، و تعداد بازدیدکنندگان استفاده کنید که الزامات اصلی برای شکل گیری استراتژی بازاریابی شما هستند. یا می توانید بر روی شاخص های سخت تمرکز کنید مانند هزینه و درآمد که معمولاً بخشی هست که مدیران شما به دنبال آن هستند. اما نکته اساسی این است که هر دوی این شاخص ها برای محاسبه ROI لازم هستند.

شاخص های بازگشت سرمایه رو میشه به سه دسته تقسیم کرد: شاخص های Front-end، middle-end و back-end.

شاخص های Front-end مانند نرخ کلیک (CTR) و نسبت درگیری مخاطب به شما نشان می دهند که محتوای شما به قدر کافی مناسب بوده است تا مخاطبین رو وادار به انجام عملیاتی بکند.
شاخص های Middle-end مانند اندازه گیری نرخ تبدیل و Bounce rate نشان دهنده تعداد لید هایی است که بسیار به تبدیل شدن به مشتری نزدیک هستند.
شاخص های Back-end مانند خطوط مختلف قیف بازاریابی و میزان درآمد به شما نه تنها میزان اثر بخشی فرآیند <بازاریابی رو نشان می دهند، بلکه میزان درآمد حاصل از فعالیت های بازاریابی را نیز مشخص می کنند. این ها مواردی برای اندازه گیری بازگشت سرمایه مالی شما هستند.
در این وبلاگ نحوه اندازه گیری شاخص های دیجیتال مارکتینگ و بازگشت سرمایه برای ایمیل، شبکه های اجتماعی و صفحات فرود سایت رو شرح می دهیم:

ایمیل (EMAIL)
ایمیل از آغاز به وجود آمدنش تا کنون تغییرات زیادی داشته است و امروزه به منبع اولیه برندها و کسب و کارها برای ارتباط با مشتریانشان تبدیل شده است. چه در خبرنامه ها باشد چه در خرید یا دریافت چیزی از سایت، ایمیل یکی از اصلی ترین اطلاعات جابجا شده بین مشتریان و کسب و کارها است. با پیشرفت شرکت های ارائه دهنده خدمات ایمیل مارکتینگ، امروزه اجرای کمپین های آنلاین از طریق ایمیل و اندازه گیری نرخ بازگشت آن بسیار راحت تر از گذشته شده است.

اگر تجربه اجرای کمپین های ایمیلی را دارید، با بیشتر شاخص هایی که در ادامه معرفی می کنیم آشنایی دارید. اما خوب این نکته رو فراموش نکنید که اضافه کردن بروزرسانی ها و ویژگی های جدید به گزارشتون میتونه در آینده بسیار بهتون کمک کند. توجه کنید که ایمیل های خود را طوری طراحی کنید که بتوانید پارمترهای مورد نیاز برای موفقیت و پیگیری لیدهای فروش را پیگیری کنید.

هنگامی که موفقیت های اولیه کمپین ایمیلی را اندازه گیری می کنید، مخصوصاً اگر از تست A/B استفاده می کنید، به موارد زیر توجه کنید:

Bounce Rate: آیا ایمیلی بود که ارسال نشود؟ ایمیل های اشتباه را از لیستتون پاک کنید تا دیگه به آدرس ایمیل های غیر فعال چیزی نفرستید. علاوه بر این در صورتی که Bounce Rate شما بالا باشد، تاثیرات منفی بر کمپین شما خواهد داشت و حتی ممکن است باعث اسپم شدنتون بشود.

Open Rate: آیا ایمیل های شما توسط مخاطبین باز نمی شود؟ از عناوین جدید استفاده کنید تا بتوانید توجه آن ها را جلب کنید. این فرآیند را ادامه دهید تا متوجه بشوید مخاطبینتان به دنبال چه چیزی هستند؟

Unsubscribe Rate: این شاخص راحت ترین راه برای تشخیص اشتباه بودن چیزی است. اگر مخاطبینتان دکمه لغو عضویت در لیست شما را می زنند، باید چاره ای پیدا کنید و اجازه ندید این روند ادامه دار باشد.

نرخ کلیک یا CTR: چه مقدار کلیک در هر کمپین ایمیل شما انجام می شود؟ آیا بر روی لینک ها کلیک می کنند یا بر روی عکس ها؟ دلیل قانع کننده به مخاطبین بدهید تا با ایمیل شما حس بهتری پیدا کنند.

نرخ تبدیل یا Conversion Rate: چه تعدادی از افرادی که به آن ها ایمیل ارسال کرده اید اهداف شما را اجرا کرده اند. اگر شاخص شما فروش است، چه تعداد از این مخاطبین از شما خرید انجام داده اند؟ ممکن است نرخ کلیک و open rate بالایی داشته باشید ولی اگر مخاطبین اهداف شما را اجرا نمی کنند باید به فکر پیشرفت باشید. در واقع باید به دنبال تنظیمات جدید برای ایمیل ها یا صفحات فرود باشید.

سرنخ فروش یا لید: تعداد افرادی که از طریق ایمیل به مرحله فروش یا علاقه مندی رسیده اند را اندازه گیری کنید. این ها سرنخ های شما هستند، مراقب آن ها باشید!

 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۴ آبان ۱۳۹۹ساعت: ۰۸:۲۵:۱۵ توسط:مریخ موضوع: نظرات (0)

انتقال ایمیل از Promotion به Inbox در ایمیل مارکتینگ

Mailchimp و دیگر ارائه دهنده های سرویس های ایمیل مارکتینگ که از اکانت های Gmail هم پشتیبانی می کنند حدود 1% در نرخ باز شدن ( Open Rate ) در بخش Promotionها را گزارش کرده اند. البته که این مقدار خیلی زیاد نیست اما به هر صورت مساله مهمی برای توجه کردن هست.

یک مقاله وبلاگ دربارش بنویسید
یه راه حل جالب این هست که مقاله ای در این زمینه در سایت آماده کنید و از مخاطبینتون بخواهید مطابق آموزشی که میدید ایمیل رو انتقال بدند. سایت CopyBlogger در مقاله 7 روش نجات از تب Promotion جیمیل این کار رو انجام داده است. در این مقاله خیلی هوشمندانه آموزش هایی راجع به بازاریابی ایمیلی برای خواننده های سایت ارائه کرده و در انتها از مخاطبین این مقاله خواسته تا مطمئن بشوند که ایمیل سایت CopyBlogger به دستشون میرسه با استفاده از این درخواست:

انتقال ایمیل از Promotion به Inbox در ایمیل مارکتینگ
این یه روش خیلی خوبه که در حالی که به خواننده ها راجع به موضوع مورد علاقشون آموزش میدید ازشون بخواهید این کار رو انجام بدند. لازم نیست که منتظر باشید تا یه نفر توی ایمیل مطلب آموزشی شما رو بخونه و انجامش بده، از هر کانالی که دارید استفاده کنید، از وبسایت، وبلاگ یا شبکه های اجتماعی.

در عنوان ایمیل موضوع را مطرح کنید
در حالی که خیلی از بازاریاب ها شدیداً از مخاطبین می خواهند که این عملیات را انجام دهند، بقیه کمی منفعل تر عمل می کنند. تجربه نشون داده که ایمیل هایی با عنوان “آیا این ایمیل را ندیدید..؟” یا “آیا ایمیل های ما به اسپم می رود…؟”. این نوع ایمیل ها هم اشاره به این می کنند که ممکن است به دلیل نگاه نکردن بخش Promotion پیشنهاد ویژه (تخفیف) شرکت فرستنده رو دریافت نکرده ایم.

در این بخش باز هم نمونه ای از تجربه کاربران خارجی که ایمیلی از سایت Urban Outfitters دریافت کرده است را می خوانیم:

انتقال ایمیل از Promotion به Inbox در ایمیل مارکتینگ
“این روش هم توجه من رو جلب کرد. از عنوانش که حالت مکالمه ای داشت خوشم اومد.”

درسی که از این قضیه می گیریم چیه؟ باید حتماً توجه زیادی به عنوان ایمیل داشته باشیم. بزرگترین دلیلی که باعث میشه تا یه نفر ایمیلتون رو تو قسمت Promotion چک کنه و بازش کنه و در نهایت روی لینک هاتون کلیک کنه انتخاب یه عنوان مناسب و جذابه.

مخاطب را درگیر کنید
به جرات می توان گفت چیزی که توجه خواننده های شما رو جذب می کنه طراحی و ساخت ایمیل هایی هست که مخاطب رو درگیر می کنه و به مرور اعتماد و ارتباط مثبت با خریدار ایجاد کند. یکی از نمونه های موفق که توانسته است این کار را به خوبی انجام دهد و مخاطبین را وادار کند که ایمیل هایش را به inbox منتقل کنند (بدون اینکه ازشون بخواهد) سایت allrecipes.com هستش که در زمینه آشپزی فعالیت می کند.

تجربه یکی از کاربران این سایت:

” آن ها من را با ارسال ایمیل های زیاد من را بمباران نمی کنند و وقتی هم که چیزی میفرستند عنوان خیلی جذابی برایش در نظر می گیرند مثل : بهترین کیک گیلاس در یک روز تابستانی. ساده، شیرین و چیزی که من رو تحریک می کنه تا بخواهم کیک گیلاس را در حین کار بخورم. این ایمیل به طرز خیلی مناسبی تصویر مناسبی داره:

انتقال ایمیل از Promotion به Inbox در ایمیل مارکتینگ
فکر می کنید که ارسال ایمیل با این محتوا بعد از این که به سایتشون رفتم و یه دستور پخت رو دانلود کردم تصادفی بوده؟ حتماً این طور نبوده. من در این سایت رای دادم و آن ها هم به خوبی از این اطلاعات برای ارسال این ایمیل استفاده کرده اند.”

خوب به طور خلاصه میشه گفت که رفتن ایمیل به Promotion تغییرات محسوسی برای روند ایمیل مارکتینگ شما ایجاد می کنه. بازاریاب ها باید کمی بیشتر تلاش کنند تا با خواننده ها ارتباط بهتری برقرار کنند. از اینکه از مخاطبینتون بخواهید که ایمیل رو به inbox منتقل کنند نترسید یا با آموزش دادن به آن ها این فرآیند رو آسان تر کنید.

اگر هم شیوه دیگری استفاده کرده اید که به نظرتون مناسب هست حتماً در زیر این پست با دیگران به اشتراک بگذارید تا همگی بتونیم به هم در این مسیر کمک کنیم.

مخصوصاً اگر شما برای باز شدن ایمیلتان محدودیت زمانی داشته باشید، ارسال ایمیل به اینباکس توجه مخاطب را بیشتر جذب می کند. اما بعد از همه این بحث ها، چگونه می توان انتقال ایمیل از Promotion به Inbox را انجام داد.

از این که سوال بپرسید نترسید
به عنوان افرادی که از اینترنت استفاده می کنیم، همه ما عضو خبرنامه خیلی از سایت ها هستیم، از سایت های خرید آنلاین گرفته تا سایت های تخفیف گروهی و سایت های آموزشی مختلف. نکته مهم که ممکنه شما هم باهاش روبرو شده باشید اینه که بعضی از خبرنامه ها با روش های هوشمندانه و خلاقانه از مخاطبینشون می خواهند که ایمیل رو از Promotion به inbox منتقل کنند. یه نمونه جالب خارجی تجربه مشتری که دیدم ، سایت تخفیفی فروش با نام Gilt Group لباس بود که روزانه به مخاطبین ایمیل میفرسته. جالبه که در عنوان ایمیل می نویسند : کاربران جیمیل: هیچ وقت یه سرقت مهم رو از دست ندید!

انتقال ایمیل از Promotion به Inbox در ایمیل مارکتینگ
نظر کاربر این سایت رو با هم میخونیم:

” بعد از باز کردن ایمیل چندین Call To Action یا فراخوان به اقدام وجود داشت که از من می خواستند تا ایمیلشون رو از بخش Promotion به inbox منتقل کنم. یه نمونه خیلی زیبا از این کار رو در تصویر زیر مشاهده می کنید:

انتقال ایمیل از Promotion به Inbox در ایمیل مارکتینگ
حتی به این کار هم اکتفا نکردند. به صورت خیلی کامل مجموعه دستورات برای انجام این کار به صورت مرحله به مرحله رو هم برام فرستادند.

انتقال ایمیل از Promotion به Inbox در ایمیل مارکتینگ
خیلی هم زیبا و شیک . به نظرتون من این کار رو انجام دادم؟ معلومه که انجام دادم و ایمیلشون رو به Inbox منتقل کردم. نمی خواستم یه تخفیف فوق العاده رو از دست بدم. حتی این که خیلی مستقیم هم ازم خواسته بودند این کار رو انجام بدم خیلی تحت تاثیر قرارم داد.”

درس مهم در این بخش این هست که از درخواست نترسید.خیلی از کاربرهای Gmail حتی نمیدونند که می تونند این کار رو با یه Drag & Drop ساده انجام بدند. اگر ازشون بخواهید و دستورالعمل انجامش رو براشون بفرستید از این که تعداد بالایی از اونا این کار رو انجام می دهند شگفت زده میشید. البته فراموش نکنید که دستور العمل رو خیلی واضح و با عکس های مناسب آماده کنید.

 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۴ آبان ۱۳۹۹ساعت: ۰۸:۲۴:۱۱ توسط:مریخ موضوع: نظرات (0)

4 روش کاربردی استفاده از اطلاعات برای دیجیتال مارکترها

بهرحال، اگر همه لید ها در یک اپلیکیشن مرکزی ( ایده آل تر این است در یک پلتفرم باشد) جمع آوری شود، اطلاعات خیلی بهتری گزارش می شود. با یکپارچه سازی همه برنامه های جانبی شما می توانید به سرعت و به آسانی ببینید که چه چیزی کار می کند و چه چیزی کار نمی کند.

اتوماسیون سازی جریان های کاری انسان ها یک امر ضروری برای مواردی است که نیاز به قضاوت افراد دارد. مانند پذیرفتن یا رد کردن افراد بر اساس مواردی که ثبت شدند.

بخش بندی تلاش های بازاریابی
4 روش کاربردی استفاده از اطلاعات برای دیجیتال مارکترهاخیلی از بازاریاب ها آرزو دارند یک روش بدون دردسر برای بخش بندی لید ها داشته باشند – مخصوصا بر اساس عادت های خرید، مانند اینکه کدام مشتری در گذشته خرید کرده است. بهرحال، اپلیکیشن های بازاریابی ایمیلی برای نگهداری میزان بیش از اندازه ای از اطلاعات ساخته نشده اند و آن ها برای طراحی و ارسال ایمیل هستند.

برای بخش بندی، شما نیاز دارید از دیتا و اطلاعات اپلیکیشن های دیگر استفاده کنید. برای مثال، انتقال داده ها از اپلیکیشن های تجارت الکترونیکی (eCommerce) به پلتفرم بازاریابی اتوماسیون، برای دانستن اطالاعات گذشته خرید هر فرد. و اگر به دنبال بخش بندی اقدامات غیر تجاری هستید، باید از اپلیکیشن های CRM استفاده کنید، یا پلتفرم های وابسته به آن که همه اطلاعات را برای شما ارائه می کند و می توانید بر اساس سایز شرکت، موقعیت، برنامه ریزی ، تاریخ تولد و… بخش بندی کنید.

با بخش بندی درست نیز مشاهده می کنید نرخ هایی مانند نرخ باز کردن ایمیل نیز افزایش می یابد. Tara Humpris مدیر دیجیتال مارکتینگ WavHello این را تجربه کرده است و می گوید که :” ادغام کردن برای بازاریاب ها خیلی بزرگ است، اما من فکر میکنم چون تکنیکال بنظر می رسد نادیده گرفته می شود. ادغام کردن نه تنها به ما این اجازه را داد تا نقشه سفر مشتری را بررسی کنیم، بلکه با ارسال ایمیل بخش بندی شده بازار، مشتریان تکراری ما به میزان 65% افزایش یافت.

با ادغام و اتوماسیون سازی شروع کنید.4 روش کاربردی استفاده از اطلاعات برای دیجیتال مارکترها
مطالعه ای که در سال 2017 توسط شورای صنعتی MarTech انجام شد به این نتیجه دست یافتند که بازاریابان سطح بالا از استفاده از تکنولوژی زیاد محروم هستند ( حدود 50%) و بعد از آن نیز مشکلات با تکنولوژی های ادغام ( حدود 49%) قرار دارد. اولین قدم برای غلبه بر این چالش این است که از تعدازیادی از ادغام های پیش ساخته خارج از جعبه استفاده شود. با تعدادی کلیک اطلاعات از برنامه ای به دیگری جریان پیدا می کند. سرانجام ممکن است که شما با این ادغام پیش ساخته به مشکل بخورید چون حجمی که نیاز دارید کم است. حالا باید قدم دوم را بردارید : پیدا کردن یک پلتفرم که هم شما و هم IT احساس راحتی کنید.

مراقب باشید انتخاب یک ابزار ساده پلتفرم های ادغام DIY که اغلب بازاریاب ها استفاده می کنند ممکن است که مشکل ساز شود – شما نیاز دارید که از پخش شدن داده های بد و تکراری جلوگیری کنید. خیلی از شرکت های بزرگ می گویند که بزرگترین چالش بازاریابی آن ها در انتقال موفق اطلاعات، کمبود اطلاعات با کیفیت و کامل است.

در عین حال، پلتفرم های ادغام سنتی و خیلی پیچیده هزینه زیادی در برخواهد داشت و زمانی زیادی به خود می گیرد، در حالی که در بازاریابی نیاز به چابکی و سرعت داریم. هولگر مولر معاون رییس Constellation Research می گوید که برای خیلی از بخش ها،دو دسته فروشنده داریم : یکی که سنتی است و از پیش فرض حرکت می کند به سمت ابری و دیگری که اصالتا ابری می گویند که تلاش می کند تا از بخش پیش فرض حمایت کند.

در پایان باید گفت که پلتفرم ادغام شما باید هوشمندانه کار کند، نه اینکه مانع بهره وری شما شود. شما از چه متدی برای دیتا و اطلاعات خودتان استفاده می کنید؟ چگونه از این مقاله استفاده خواهید کرد؟ در بخش نظرات بگویید تا بیشتر در این باره با هم صحبت کنیم.

برای بسیاری از برنامه های ابری، یکپارچه سازی های خارج از بسته وجود دارد که شما می توانید آن را بین برنامه های خود تنظیم کنید و اگر این فن کار نکرد می توانید از پلتفرم های یکپارچه سازی استفاده کنید. ممکن است شما سیستم یکپارچه سازی داشته باشید ولی مهم این است که یک سیستم ثبتی انتخاب کنید که بتواند خطاها و تکرار ها رو کنترل نماید. به عبارت دیگر حتی اگر شما اطلاعات را از برنامه ای به برنامه ی دیگر جابه جا و دنبال کنید، فراموش نکنید که شما نیاز به اطلاعاتی دارید که به عنوان هاب از آن استفاده کنید.

با توجه به زمانی که برای ساخت این ارتباطات در طولانی مدت طی می شود، گروه Aberdeen متوجه شد که اطلاعات و آنالیز های کاربران با یکپارچه سازی همه تکنولوژی های بازاریابی به میزان 57 درصد اثر بخش تر می شود.

اطلاعاتی که به شما می رسید را دریافت کنید.
4 روش کاربردی استفاده از اطلاعات برای دیجیتال مارکترها
خیلی سخته که شما هر روز به سایت گوگل آنالیتیکس یا دیگر سایت های تجزیه و تحلیل بروید و تا وضعیت خود را ملاحظه کنید. اما داشتن اطلاعات حساس از عملکردتان باعث خواهد شد تا تصمیمات بازاریابی شما موثر تر گرفته شود.

خوشبختانه ابزارهای زیادی وجود دارد که شما می توانید بدون انجام دادن کار اضافه ای یا لاگین شدن در اپ برای گرفتن گزارش، دیتاهای خوبی را ثبت نمایید. به عنوان مثال می توانید آنالیز Mixpanel را در slack دریافت کنید یا از ابزارهایی برای دریافت آلارم زمانی که فردی کتابی را از سایت شما دانلود می کند استفاده کنید.

این باعث می‌‌شود اطلاعت مورد نیاز در طول روز ساخته شود و از نرخ تبدیل و درگیری مخاطبان خود با سایتتان آگاه تر شوید. همچنین تاثیرات مثبتی در برنامه ریزی آینده شما خواهد گذاشت و تصمیم گیری های هر روزه بهتری خواهید گرفت.

فرآیند اتوماسیون غنی کردن لید ها4 روش کاربردی استفاده از اطلاعات برای دیجیتال مارکترها
چون در فرآیند غنی سازی لید ها اطلاعات به صورت دستی وارد می‌شود ، این کار می‌تواند خسته کنند باشد. این لید ها اغلب لازم است که در چرخه فروش قرار گیرد و این نیز ممکن است خسته کننده بنظر برسد. مارک متروکولا، مدیر رشد Sonder می‌گوید :” غنی سازی لیدهایمان یکی از مهمترین استراتژی های کلی رشد است و ما با استفاده از فرآیند وظایف مردم ( People task) این فرآیند را اتوماسیون می کنیم. هدف من همیشه این بود که یک قیف تولید خوب بسازم تا باعث افزایش کاربر شود. و نرخ تبدیل این مسیر را افزایش دهد. لازم است که یک فرآیند سیستم گرا باشد، یعنی اگر شما نتوانستید به من معیارها را نشان بدهید، سیستم شما احتمالا کار نخواهد کرد.”

اگر بتوانید چرخه کار انسان ها را اتوماسیون کنید زمان زیادی را ذخیر خواهید نمود. زمانی که لید جدیدی وارد می‌شود، با تکنولوژی درست، اطالعات به صورت اتوماتیک به پروفایل CRM یا اپلیکیشنی که انتخاب کردید اضافه خواهد شد. بدون اینکه نیازی باشد تا وارد برنامه شوید یا هدایت پروفایل لید را بدست بگیرید.

 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۴ آبان ۱۳۹۹ساعت: ۰۸:۲۲:۲۱ توسط:مریخ موضوع: نظرات (0)

نحوه شروع استفاده از محتوای ویدیویی در بازاریابی

خیلی از بازاریاب­ها میدونن نیاز به شروع استفاده از محتوای ویدیویی دارن، ولی وقتی زمانش میرسه که فقط یه دونه تولید کنن، دچار سردرگمی میشن و نمیدونن که باید چیکار کنن.

در اینجا تعداد ایده هم برای فیلم­های از پیش ضبط شده و هم ویدیوهای زنده(آنلاین) ارائه میکنیم که کسب و کار شما هم میتونه از اونها استفاده کنه.

ایده­ هایی برای ویدیوهای از پیش ضبط شدهبازاریابی ویدئویی
برای مبتدی ­ها

یک ویدیوی کوتاه “سپاسگذاری و تشکر” از تیمتون برای مشتریان جدید یا مشتریانی که بیشترین­ خریدها رو داشتن، درست کنید
یک نسخه آزمایشی (demo) و نمایشی از محصولتان فیلم برداری کنید.
یک گیف (GIF) متحرک از نحوه عملکرد محصول و استفاده از خدماتتون درست کنید.
یک ویدیوی 15 ثانیه­ای از رضایت مشتریان واقعی و مشتریان وفادارتون درست کنید.
برای متوسط ­ها

یک ویدیوی گسترده­ تر و طولانی­ تر از رضایت مشتریان و مواردی که کاربران از محصولات و خدمات شما استفاده کردن، درست کنید.
یک ویدیوی طولانی­ تر برای نمایش و توضیح ویژگی­های محصولتون تولید کنید.
همچنین یک ویدیوی کوتاه از معرفی شرکتتون (کسب و کارتون یا …)، ماموریتتون (mission) و چشم اندازتون (vision) تهیه کنید.
برای پیشرفته­ ها

یک ویدیوی کامل از معرفی محصول و خدماتتون و ویژگی­ ها و نقات قوت و تمایزات نسبت سایرین این خدمات و محصولات تهیه کنید.
پست­ های بلاگتون رو به صورت کوتاه، خلاصه و ویدیویی نیز ارائه بدین.
یک ویدیو طولانی­ تر از معرفی و مصاحبه با اعضای کلیدی شرکت و کسب و کارتون تهیه کنید.
ویدیوهایی از ارائه و معرفی محصولات و خدمات کسب و کارتون که توسط اعضای شرکتتون انجام شده تهیه کنید و در پست­ های مربوط به محصولات و خدماتتون در سایت و شبکه ­های اجتماعیتون قرار بدین.
ویدیوهای برای هر یک از Call-to-Action هاتون(مواردی مانند: “ادامه مطلب”، “همین الان ثبت نام کن”، “ما رو به دوستان خود معرفی کن” و … در وبسایت­ ها و شبکه ­های اجتماعی) تهیه کنید.
ایده­ هایی برای ویدیوهای زنده (Live)محتوای ویدیویی
برای مبتدی­ ها

3) از جامعه آنلاین و مجازیتون برای حضور در یک گردهمایی و یا رویداد دعوت کنید
بازاریاب ها به سادگی نمیتونن تمامی مخاطبانشون رو برای یکنحوه شروع استفاده از محتوای ویدیویی در بازاریابی رویداد و گردهمایی حضوری دعوت کنن و اکثریت اون ها در این رویداد حضور پیدا کنن. در همچین حالتی گزینه های خیلی خوبی برای برگزاری رویدادهای آنلاین از قبیل اینستاگرام، فیسبوک و یوتیوب وجود دارن که میشه از طریق اون ها، از مشارکت مخاطبان گسترده تری در رویداد بهره مند بشیم. استفاده از این قابلیت ویدیوهای زنده و بعد پست کردن و قرار دادن این ویدیوها در پلتفورم های مختلف یکی از راه های هست که میتونه مخاطبان و مشتریان شما رو راضی کنه.

4) پشت صحنه ها رو به اشتراک بذارین
رفتن به پشت صحنه یکی از راه های خوبی هست که به طرفداراننحوه شروع استفاده از محتوای ویدیویی در بازاریابی وفادارتون و مخاطبانتون یک دید منحصر به فرد از شخصیت برندتون و یا محصولتون ارائه بدین. شما میتونین اینکار رو هم از طریق ویدیوهای آنلاین در شبکه های اجتماعی انجام بدین تا در لحظه مخاطبانتون در اون حس با شما شریک بشن و حس همراه شما بودن بهشون منقل بشه و هم اینکه این ویدیوها رو از قبل ضبط کنید و با مخاطبانتون به اشتراک بذارین و جذابیت اتفاقاتی که پشت صحنه برند و کسب و کار و محصولاتتون میوفته رو بهشون منتقل کنید. این مدل محتوا یکی از منابع خیلی خوب برای تغذیه شبکه های اجتماعی هست . همچنین میتونه به عنوان رابطه ای نزدیک با لیدها و مشتریانی که دارن سعی میکنن بیشتر در مورد برند شما یاد بگیرن و بدونن، به اون ها کمک کنه.

5) تصورات کلی و محصولاتتون رو برای مخاطبانتون توضیح بدین
میگن که یه عکس میتونه هزاران کلمه بگه.نحوه شروع استفاده از محتوای ویدیویی در بازاریابی گاهی اوقات هم ویدیو بهترین پلتفورم برای توضیح یک تصور یا تعریف یک واژه برای مخاطبان و کاربرانتون میتونه باشه. ویدیوها اینچنینی خیلی کمک کننده هستند، راحت برای درک کردن و میتونه یک مسیر طولانی رو برای کمک به افراد و به موفقیت رسوندشون به وسیله محصولات و خدمات شما رو آسون کنه. این که شما ویدیویی تهیه کنید و فکر و ایده اصلی پشت محصول و خدماتتون و ویژگی و فوایدی که میتونه برای مخاطبتون داشته باشه رو به طور کامل درونش توضیح بدین، میتونه خیلی از مشکلات افراد با اون از بین بره و درک بهتری از استفاده از محصول و خدماتتون رو داشته باشن.

استفاده از قسمت لایو اینستاگرام (که در قسمت 11 این مقاله به طور کامل مورد بررسی قرار دادیم)و یا فیسبوک و … تا اتفاقات و رویدادهای جالبی که در حوزه کسب و کار شما رخ میده رو به نمایش بذارین.
از نرم افزارهایی مثل Google Hangouts یا Skype، Telegram …. به عنوان ابزاری برای تشکر از مشتریان (در یک موقعیت خاص و ویژه) استفاده کنید.
برای متوسط­ ها

از قابلیت ویدیو زنده شبکه­ های اجتماعی یا اگر در وبسایتتون چنین محیطی فراهم هست، یک برنامه پرسش و پاسخ با بازدیدکننده ها، مخاطبان و حتی گاهی با کارمندانتون(فقط حواستون باشه وسط اینستاگرامتون لایو نگیرین و با کارمنداتون جلسه بذارین و بگین که من گفتم :دی منظورم در این مورد نرم افزارایی مثل اسکایپ و … بود) بذارین.
با استفاده از قابلیت ویدیوی زنده، مکالمه ه­ای با افرادی که به نوعی رهبر یا تاثیرگذار بر مخاطبانتون هستن، ترتیب بدین
با استفاده از ویدیوهای زنده در شبکه های اجتماعی یا در وبسایتتون، میتونین رویدادهای مرتبط و جالب درون شرکتتون رو به نمایش بذارین تا مخاطبانتون با فرهنگ شرکت و محیط کسب و کار شما بیشتر آشنا بشن.
برای پیشرفته ­ها

یک ویدیوی زنده از معرفی و توضیح در مورد محصول یا خدماتتون به همراه پرسش و پاسخ در مورد اون­ها با مخاطبانتون فراهم کنید.
یک ارائه و آموزش زنده به همراه پرسش و پاسخ آزاد فیلمبرداری و فراهم کنید.
یک روز از فعالیت کسب و کار و شرکتتون رو به همراه یکی از مدیران شرکت ترتیب بدین (این ویدیو خیلی کامل­ تر و مفصل­ تر از قسمت سوم برای متوسط­ هاست و اکثر فعالیت­ های شما رو نشون میده و مخاطبان احساس نزدیکی بیشتری با شما میکنن)
خب خب خب! حالا میرسیم سر بحث اصلیمون

چطوری از ویدیو داخل استراتژی بازاریابیمون استفاده کنیم؟
حالا شما عنوان ها و ایده های الهام بخشی رو برای تولید محتوای ویدیویی در اختیار دارین، ولی حالا میگین چطوری و کجا استفاده کنیم ازشون؟! در اکثر موارد خود پلتفورم مورد استفاده مسیر واضحی رو براتون فراهم میکنه. به عنوان مثال در ویدیوهای لایو در اینستاگرام فراهم کنین و از مخاطبانتون بخواین که به صفحتون در اینستاگرام برای مشاهده ویدیوی لایو برن و خودشونو با محیط این پلتفورم تنظیم کنن. همچنین میتونین شما از ویدیوهایی خارج از این مدل پلتفورم ها مثل اینستاگرام و فیسبوک استفاده کنید و در فضایی مثل وبسایت یا وبلاگتون با مخاطبانتون ارتباط برقرار کنید.

در اینجا چندین ایده برای اینکه در کجا از محتوای ویدیویی در بالا و پایین قیف استفاده کنیم، ارائه میدیم:

1) استفاده از محتوای تولید شده توسط کاربر (UGC)
بازاریاب ها راویان خیلی قوی و خوبی هستن، ولی بعضی اوقاتبازاریابی ویدیویی مشتریان میتونن تاثیرگذاری بیشتری داشته باشن. به عنوان مثال اینکه ” چطوری محصولات ما قابل استفاده هستن و کاربردشون چی هست” اگر به وسیله محتوای تولید شده توسط کاربر باشه، میتونه خیلی بیشتر متقاعد کننده و قوی تر نسبت به ویدیوهای بازاریابی قدیمی هست.

یکی از اصلی ترین کارهایی که باید بکنیم، تشویق کردن مشتریان وفادار و مخاطبانمون برای تولید UGC با روش هایی مثل میزبانی چالش ها و مسابقات مختلف و یا هر مدل از این قبیل مشارکت های جذاب و هیجان انگیز، هستش.

از طرفدارانتون بخواین که عکس، ویدیو و هر محتوای دیگه ای در مورد تجربشون از استفاده محصولات و خدمات شما ، در شبکه های اجتماعیشون به اشتراک بذارن و بگن که چرا به برند و محصولات شما علاقمند هستن. این کار خیلی متقاعد کننده تر و تاثیر گذار تر نسبت به هر راه تبلیغاتی سنتی دیگه ای هستش. این محتوا میتونه روی پلتفورم های شبکه های اجتماعی، بلاگ ها، وبسایتتون و ایمیل های بازاریابی به اشتراک گذاشته بشه.

2) داستان های مشتریانتون رو بگین
مشتریان راضی و خوشحال بهترین طرفداران و مدافعان شما نحوه شروع استفاده از محتوای ویدیویی در بازاریابیهستن. مشتریان خودتون رو دنبال کنید و ازشون بخواین که به موفقیت هایی که به وسیله محصولات و خدمات شما رسیدن رو برای شما بگن و داستان خودشون رو از شروع تا رسیدن به موفقیت رو تعریف کنن. این داستان ها بهترین چیزی هستن که میتونن به جای شما در وبسایت، شبکه های اجتماعیتون و هر جای دیگه صحبت کنن و از شما دفاع کنن.

 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۴ آبان ۱۳۹۹ساعت: ۰۸:۱۵:۳۴ توسط:مریخ موضوع: نظرات (0)

2 المان ضروری برای شروع بازاریابی محتوایی

این اصول بسیار کلیدی هستند، نه فقط به خاطر این که به شما کمک می کنند که بدانید راجع به چه چیزی بنویسید، بلکه به شما کمک می کنند که بتوانید پروژه های محتوایی تعریف کنید و عملکرد محتوا رو به خوبی بررسی کنید.

هدف کلیدی برای CMI ساختن لیست ایمیل بوده است. در واقع این لیست پایه ی تمامی کارهای این موسسه مانند رویدادها، تمرینات و کلاس های آنلاین و… است. (اصل اول)

بیانیه ماموریت CMI به شرح زیر است(اصل دوم):

موسسه بازاریابی محتوایی رهبر صنعتی است که به طور پیشرفته از محتوا برای بازاریابی حرفه ای خود استفاده می کنند. ما مخاطبین خود را از طریق رویدادهای حضوری و توصیه های کاربردی یا با استفاده از تمرینات آنلاین، مجله چاپ شده، پست های روزانه وبلاگ و تحقیقات مناسب آموزش می دهیم.

شروع بازاریابی محتوایی
بنابراین هر وقت ایده جدیدی در رابطه با خوب بودن محتوایی جدید ارائه می شود، ما از خود سوالات زیر را می پرسیم:

آیا این محتوا به پیشرفت مخاطب در بازاریابی محتوایی کمک می کند؟ (آیا دلیل وجود ما را مشخص می کند؟)
آیا این محتوا مناسب تمامی شرکت ها از متوسط تا بزرگ می باشد؟ (مخاطبین هدف)
آیا این محتوا به افزایش تعداد افراد لیست ایمیل ما کمک می کند؟ آیا کمک می کند افرادی که هم اکنون در این لیست هستند کمی به فروش نزدیک تر شوند؟ (آیا به اهداف ما کمک می کند؟)
می توان گفت جواب برخی از سوالات بالا برای تعدادی از فعالیت ها و محتواهای تولید شده توسط موسسه ما “خیر” است. با این وجود بخش بسیار بزرگی از پروژه های ما از اهداف مورد نظر شرکت پشتیبانی می کند و البته مهم تر از همه بیانیه ماموریت را رعایت می کند. نکته کلیدی این است که برای ما مهم است هر کسی که در تیم و گروه ما هست نسبت به اهداف و ماموریت ما آگاهی دارد. بنابراین ما همگی برای خروجی مناسب تلاش می کنیم و با اندازه گیری نتیجه گیری ها می توانیم ببینیم چه چیزی به دست آورده ایم.

بیایید با هم این دو مورد رو بررسی کنیم:

درک اهداف
محتوا هیچ گاه نباید بدون دلیل و “همینجوری” آماده شود. بلکه باید حداقل یک هدف اصلی بازاریابی یا کسب و کارتان را در خود داشته باشد. راه هایی که یک محتوای با هدف می تواند به کسب و کار شما کمک کند را در نظر بگیرید. به عنوان مثال:

آیا به دنبال ایجاد سهم آوای برند و نام تجاری خود هستید؟
آیا به دنبال ایجاد لیست ایمیل برای ایمیل مارکتینگ هستید؟
آیا به دنبال پرورش لیدها و سرنخ های فروش در طی مسیر خریدشان هستید؟
آیا به تبدیل مخاطبینتان به مشتریانی که پول پرداخت می کنند، هستید؟
آیا می خواهید مشتریان فعلی را دوباره به سمت خریدی دیگر هدایت کنید؟
آیا نیاز دارید تا مشتریان را به تبلیغ کنندگان خود تبدیل کنید؟
به یاد داشته باشید که فوراً از خود بپرسید: ” این پروژه چگونه به اهداف کسب و کار ما کمک می کند؟” اگر محتوایی دارید که به اهدافتان کمک نمی کند می توان گفت که آن محتوا در اولویت نیست و باید به محتوایی تازه و هدفمند بیندیشید.

ساختن و دنبال کردن بیانیه ماموریت
همان طور که جو پولیتسی در کتاب بازاریابی محتوایی اشاره می کند، بیانیه ماموریت در واقع عبارتی است که دلیل وجود یک شرکت و تمام اولویت ها و دور اندیشی ها و اهداف را توضیح می دهد. به همین دلیل، این بیانیه باید به سه بخش اصلی اشاره کند:

مخاطبین هدف اصلی: افرادی که محتوای شما به آن ها کمک می کند باید مشخص شوند .
چه چیزی به مخاطبین ارائه خواهد شد: اطلاعاتی که از طریق محتوا به مخاطبین ارائه می کنید.
خروجی مورد نظر مخاطبین: کارهایی که مخاطبین شما پس از استفاده از محتوای شما می توانند انجام دهند.
نکنه: هیچ وقت مخاطبین خود را کلی نگاه نکنید. یعنی یک دسته بندی کلی برای مخاطبین خود نداشته باشید. تا جایی که ممکن است به جزئیات اشاره کنید و این گونه شناخت کافی از مخاطبین خود خواهید داشت. ممکن است تعداد اندکی دسته بندی برای مخاطبین خود داشته باشید که بخواهید محتوایتان را برای آن ها استفاده کنید، خوب این خیلی خوبه! سخت نگیرید. اگر فکر می کنید که این کار سخت هست، نوع اطلاعاتی که باید ارائه شود را بررسی کنید. به نظر میاد میتونید با اینکار دید خوبی نسبت به مخاطبین داشته باشید.

پیشنهاد می کنم به مقاله پرسونای مخاطب مراجعه کنید و پرسونای مخاطبین کسب و کار خودتان را تهیه کنید.

یک نمونه از سایت “موسسه بازاریابی محتوایی”
موسسه بازاریابی محتوایی یا CMI به تازگی تمرینات “بازگشت به پایه” را راه اندازی کرده است. هدف از این کار افزایش همکاری تیمی و کار گروهی و فهمیدن بهترین نوع محتوا به مخاطبین است. به همین دلیل در این بخش نمونه ای از کار این شرکت را بیان می کنیم.

 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۴ آبان ۱۳۹۹ساعت: ۰۸:۱۳:۳۹ توسط:مریخ موضوع: نظرات (0)

آماده سازی استراتژی بازاریابی محتوایی

در این جا چند سوال رایج برای آماده سازی استراتژی بازاریابی محتوایی (یا بهینه سازی استراتژی شما) را بررسی می کنیم:

آیا قالب آماده ای برای استفاده وجود دارد؟: به جرات می توان گفت که هیچ قالبی برای بازاریابی محتوایی وجود ندارد. در واقع شرکت ها باید از نگاه خود، با توجه به نیازها و توانایی های خود استراتژی بازاریابی محتوایی را آماده کنند. با این حال بخش های مشخصی در استراتژی بازاریابی محتوایی وجود دارد که باید به آن ها توجه کرد.

آیا استراتژی من باید به صورت سند باشد؟: الزامی برای ثبت و آماده سازی سند وجود ندارد، اما با توجه به تجربه افراد متخصص در این حوزه، زمانی که شما استراتژی بازاریابی محتوایی را ثبت می کنید، اتفاق جادویی رخ می دهد. این کار باعث یکپارچه سازی و یکسان سازی دید همه افراد تیم می شود.

استراتژی بازاریابی محتوایی من چه مواردی را باید شامل شود؟: پیشنهاد می کنیم موارد زیر را در آماده سازی استراتژی خود در نظر بگیرید:

یک طرح کسب و کار برای خلاقیت: این مورد بستگی به انتخاب شما دارد، اما اگر سازمان شما از فرآیندهای جدید مانند بازاریابی محتوایی استفاده نمی کنند، ممکن است نیاز به توجیه سهامداران و مدیران دارید تا اجازه خلاقیت را به شما بدهند.

چگونه استراتژی را درون شرکت نهادینه کنیم؟: این موضوع به سازمان شما بستگی زیادی دارد. در برخی موارد، بهترین کار تعیین خلاصه ای هدفمند برای هر یک از ذینفعان و مدیران واحدهای مختلف است. اگر بدین شکل نمی توانید فعالیت کنید، می توانید به صورت امتحانی بخشی کوچک از استراتژی را اجرایی کنید و به موفقیت برسانید. با استفاده از این موفقیت می توانید برنامه محتوایی را در کل شرکت اجرایی کنید.

باید توجه کنید که قوانین و برنامه های محتوایی را بر اساس نیازها و اهمیت های مخاطبانتان تعیین کنید. بر اساس این نیازها تصمیم گیری کنید و بازدهی و موفقیت برنامه ریزی‌تان را با این اهداف پیش ببرید.

آیا استراتژی بازاریابی محتوایی با استراتژی محتوا متفاوت است؟: بله! با وجود این که اکثر افراد این موارد را به جای هم به کار می برند، اما در این جا تفاوت این دو را بیان می کنیم:

استراتژی بازاریابی محتوایی: بازاریابان محتوا داستانی که سازمانمان می خواهد بیان کند را طراحی می کنند و توسعه می دهند. آن ها بر روی درگیری شدن مخاطب با محتوا به منظور کسب سود تلاش می کنند.
استراتژی محتوا: در مقابل، استراتژی بازاریابی بر روی آماده سازی،نشر و پوشش محتوای مفید و مناسب تمرکز می کند. در واقع استراتژی محتوا به شما کمک می کند تا محتوا را به عنوان سرمایه ای برای کسب و کار مدیریت کنید.

چرا؟ پاسخ ساده است. این کار به شما اجازه انجام هرکاری در جهت موفقیت را می دهد و در عین حال شکست های احتمالی شما در بخش های مختلف را توجیه می کند. خلاقیت به معنای انجام کاری است که قبلاً انجام نشده است __بنابراین ضمانتی برای بازگشت سرمایه (ROI) وجود ندارد. با استفاده از خلاقیت در استراتژی بازاریابی محتوایی شما می توانید مطمئن شوید که انتظارات هر کس برآورده می شود.
یک طرح کسب و کار برای بازاریابی محتوایی: بعد از این که سازمان شما پذیرفت که تجربه و خلاقیت را وارد کار کند، مرحله بعدی ساخت طرح کسب و کار برای خود بازاریابی محتوایی است. البته باید به یک نکته اشاره کنم: این به معنی تضمین بازگشت سرمایه نیست. تلاش برای محاسبه مقدار بازگشت سرمایه از بازاریابی محتوایی از ابتدا ممکن نیست. تا زمانی که شما نتوانید بفهمید محتوایتان چگونه عمل می کند و با چه روندی پیش می رود، محاسبه ROI سخت خواهد بود.
توسعه ی پرسونای مخاطب و نقشه محتوا : این مرحله از استراتژی به تیم محتوای شما کمک می کند تا خریداران شما را با اطلاعات دقیق از نیازهایشان شناسایی کنند و با تولید محتوای مناسب در هر مرحله از چرخه خرید به سوالات و نیازهای آن ها پاسخ دهند.
انتخاب مناسب ترین کانال: این بخش بر روی انتخاب بهترین مکان برای محتوای تولید شده تمرکز دارد __ به عنوان مثال کدام کانال برای بیشترین خروجی از محتوای‌تان مناسب تر است؟ شبکه های اجتماعی یا سایت یا ایمیل؟


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۴ آبان ۱۳۹۹ساعت: ۰۸:۱۱:۵۷ توسط:مریخ موضوع: نظرات (0)

مبانی سئو برای موفقیت در بازاریابی محتوایی

در این بخش از مجموعه مبانی بازاریابی محتوا، می خواهیم اصول سئو را بررسی کینم – اصول کلی و کلیدی که باید از آن آگاه باشید تا بتوانید بهترین محتوای ممکن را ایجاد کنید.

سئو یک استراتژی بلند مدت استمبانی سئو برای موفقیت در بازاریابی محتوایی
از زمانی که محتوایی را تولید می کنید، اصلا واقع گرایانه نیست که انتظار داشته باشید ترافیک ورودی سایت شما از نتایج جستجوی گوگل به سرعت افزایش پیدا کند. همین نکته می تواند یکی از دلایل خوب برای استفاده از ظرفیت شبکه های اجتماعی است. با این حال، گرفتن ورودی از نتایج جستجو از زمانی که محتوای شما در نتایج ظاهر می شود طولانی مدت می باشد. بسیاری از بازاریاب های محتوا بارها بیان کرده اند که بعد از مدت طولانی که از انتشار یک مطلب درسایت گذشته است، شروع به دریافت بازخورد از سمت مخاطبان خود کرده اند.

کلمات کلیدی مهم هستند
وسواس روی کلمات کلیدی به طور قطع یک استراتژی توصیه شده برای بازاریابی محتوای موفق نیست، اما حتما زمانی را برای شناسایی کلمات کلیدی صنعت خودتان تخصیص دهید. آمارهایی تهیه کنید که مخاطبان هدف شما با سرچ چه کلماتی می خواهند پاسخ سوالات خود را بگیرند. این کلمات را بر اساس اهمیت رتبه بندی و دسته بندی کنید. به این ترتیب با کمی تحقیق، یک لیست از کلمات کلیدی مرتبط را یافته اید و می توانید محتوای مورد نظر مخاطب خود را هدفمندتر بسازید.

داشتن دید فنی در سئو و بازاریابی محتوامبانی سئو برای موفقیت در بازاریابی محتوایی
بهینه سازی محتوا یا همان سئو شامل برخی از مولفه های نسبتا فنی است که باید حتما به آن ها توجه کنید. به عنوان مثال باید حتما دقت کنید که محتوای شما توسط موتورهای جستجو به درستی نمایان (index) می شود. همچنین اطمینان حاصل کنید که لینک هایی که حذف کرده اید با ریدایرکت 301 به صفحات درستی هدایت شوند تا مخاطبان سایت به مقصد تعیین شده شان در صفحات محتوای شما برسند.

از دیگر نکاتی که باید اینجا یادآور شویم داشتن تیترهای جذاب برای بازاریابی محتوای مورد نظرتان هست. حتما از تگ های h1 برای عنوان اصلی خود استفاده کنید و حتما کلمه کلیدی خود را در آن بنگنجانید. از متای توضیحات نیز غافل نشوید. شرح کوتاهی از محتوای خود را در متای توضیحات بنویسید و دقت کنید در آن طوری بنویسید که مخاطب وقتی خواند ترغیب شود یکبار هم کل مطلب شما را مطالعه کند. توضیحات متا همان چند خطی است که در نتایج جستجوی گوگل نشان داده می شود.

سخن پایانی
مبانی سئو برای موفقیت در بازاریابی محتواییبرای موفقیت در بازاریابی محتوا، سئو تنها یکی از منابعی است که شما دارید. سئو یک راه عالی برای حمایت از محتواست؛ اما توجه داشته باشید که این راه طولانی است و البته با دوام. حتما از قدرت شبکه های اجتماعی برای بازاریابی محتوای خود استفاده کنید. بگذارید در سخن پایانی یک نکته را برای شما بگوییم. تفاوتی که بهینه سازی مطالب برای نتایج جستجو و بهینه سازی شبکه های اجتماعی دارد این است که شما نباید در بهینه سازی برای نتایج جستجو ابتدا سراغ کلماتی که میزان جستجوی بسیار بالایی دارند و جایگاه داشتن در آن بسیار سخت بروید. بلکه اول کلماتی که سریع تر می توانید در آن جایگاه داشته باشید و رقابت سخت نیست را انتخاب کنید و سپس از آن ها برای داشتن جایگاه خوب در نتایج جستجو برای کلمات کلیدی سخت تر استفاده کنید. اما در بهینه سازی برای شبکه های اجتماعی کار کاملا برعکس است. شما باید مطالب زیادی برای موضوعاتی که در مورد آن ها بسیار جستجو می شود را با هشتگ های خوب تولید کنید. هرچقدر هم که این رقابت در این کلمات سخت باشد، باز هم باید با هشتگ های درست در مورد مطلبی که مردم بیشتر جستجو می کنند و خواستار آن ها هستند مطلب تولید کنید.

در پایان یک بار دیگر قانون طلایی تولید محتوا را برای شما یادآوری می کنم که در تولید محتوا، هدف اصلی شما سئو نباشد؛ بلکه مخاطبی باشد که برای رفع نیاز او در حال نوشتن مطلب هستید.

همیشه هدف اول خود را در تولید محتوا، مخاطب باشد.
شما احتمالا با تولید محتوا و مباحث مربوط به سئو آشنا هستید. ما این را می داینم که این دو رشته می توانند ( و باید) با هم همکاری خوبی داشته باشند. اما این نکته را همیشه در نظر داشته باشید که وقتی می خواهید محتوایی را تولید کنید نباید اولویت شما مباحث سئو باشد.

در بازاریابی محتوا یک قانون طلایی وجود دارد : محتوایی بنویسید که مخاطبان هدف شما به دنبال آن هستند و به آن علاقه دارند. با توجه به تغییراتی که در الگوریتم های گوگل در حال انجام است این موضوع نیز در مباحث سئو بسیار پر اهمیت می باشد. گوگل در حال تکمیل الگوریتم جدید خود به نام rank brain است. این الگوریتم به این نکته توجه خواهد کرد که مخاطب وقتی مطلبی را جستجو می کند و از نتایج سرچ خود وارد یکی از لینک ها می شود، چه مدت زمانی را در آن سایت می گذراند. اگر خیلی سریع از آن خارج شود یعنی محتوا برای مخاطب هدف درست و مفید نوشته نشده است و این یعنی تنزل جایگاه در گوگل.

سئو تنها یک قطعه از پازل استمبانی سئو برای موفقیت در بازاریابی محتوایی
احتمالا هم اکنون مقدار قابل توجهی از ترافیکی که در سایت تان دریافت می کنید حاصل از نتایج جستجو باشد. اما بخاطر داشته باشید که منابع دیگری مثل ایمیل و رسانه های اجتماعی نیز باید در جهت بهینه سازی سایت شما به خوبی نمایان باشد.

اگر هنوز نمی دانید چه مقدار از ترافیک سایت شما از نتایج جست و جو است و چه مقدار از منابع دیگر، باید سری به حساب خود در Google Analytics بزنید و در قسمت Acquisition >> Overview بروید. در اینجا آماری از ورودی های سایت تان مشاهده خواهید کرد. عمده ورودی های سایت می تواند از هفت منبع اصلی زیر باشد :

نتایج جست و جو
ایمیل
مسقتیم ( یعنی مخاطب آدرس سایت شما را تایپ کرده است)
ارجاعی ( مخاطبینی که از لینک های شما در سایت های دیگر به سایت تان رسیده اند)
رسانه های اجتماعی
جست و جو های پرداختی ( مانند Adwords و…)
دیگر موارد
Matt Cutts می گوید : ” من به شدت از این ایده حمایت می کنم که مخاطب باید راه های متنوع برای سیدن به سایت شما داشته باشد. شاید این رویکرد به اندازه کافی در مقایسه با داشتن یک طیف گسترده از راه های مختلف که شما به مخاطب خود دسترسی داشته باشید و آن ها را به مجبور به ورود به سایت تان کنید، قدرتمند نباشد ولی بسیار تاثیر گذار تر است.”

تاثیر شبکه های اجتماعی بر سئو
از زمان به روز رسانی الگوریتم مرغ مگس خوار گوگل، شبکه های اجتماعی تاثیر بیشتری نسبت به قبل بر نتایج جست و جو داشته اند. در نتیجه برای بازاریابی محتوا بسیار مهم است که یک استراتژی شبکه های اجتماعی قوی تدوین شده باشد. برای مطالعه بیشتر در این زمینه به مقالات قبلی ما مراجعه کنید.

 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:

+ نوشته شده: ۲۴ آبان ۱۳۹۹ساعت: ۰۸:۰۵:۳۱ توسط:مریخ موضوع: نظرات (0)